تبلیغات
یا لثارات الحسین(ع)

یا لثارات الحسین(ع)

شكایت امیر المؤمنین علیه السّلام از یاران خود
ابان از سلیم نقل می‏كند كه گفت : در اطراف امیر المؤمنین علیه السّلام نشسته بودیم و گروهى از اصحاب نزد آن حضرت بودند. یك نفر عرض كرد : یا امیر المؤمنین ، چه خوب است مردم را براى رفتن به جنگ ترغیب فرمائى.

دنیاگرائى مردم و بى ‏توجهى به آخرت

حضرت برخاست و خطبه ‏اى ایراد كرد و طىّ آن فرمود: من شما را براى رفتن به جنگ ترغیب نمودم‏ ولى شما نرفتید، و خیرخواهى شما را نمودم ولى شما نپذیرفتید ، و شما را فرا خواندم ولى گوش نكردید.

شما حاضران همچون غائب ، و زنده‏ هایى همچون مرده ، و كرانى صاحب گوش هستید . بر شما حكمت تلاوت می‏كنم و شما را به موعظه‏ هاى شفابخش و كفایت‏ كننده نصیحت مى‏ كنم و به جهاد با اهل ظلم و جور ترغیب مى‏ نمایم ، ولى به آخر سخنم نرسیده شما را مى‏ بینم كه در حلقه‏ هاى پراكنده متفرق شده‏ اید «1» و براى یك دیگر شعر مى‏ گوئید و ضرب المثل مى‏ آورید و از قیمت خرما و شیر مى‏ پرسید...

خستگى از جنگ و بی‏نظمى!

دستتان بریده باد «2» ! از جنگ و آمادگى براى آن‏ «3» خستگى نشان داده‏ اید، و قلبهایتان را از یاد آن آسوده كرده ‏اید ، و خود را با اباطیل و مطالب گمراه‏ كننده و عذرهاى واهى مشغول كرده‏ اید...
واى بر شما ! با آنان بجنگید قبل آنكه آنان با شما بجنگند. بخدا قسم ، هرگز قومى در وسط خانه خود مورد حمله قرار نمى‏ گیرند مگر آنكه ذلیل مى ‏شوند . قسم بخدا گمان ندارم شما گفته‏ هایم را عملى كنید تا دشمنانتان كار خود را بكنند ، و من هم دوست داشتم كه آنان را مى‏ دیدم و با بصیرت و یقینم خدا را ملاقات مى‏ كردم و از چشیدن درد گرفتارى به شما و از همنشینى با شما راحت مى‏ شدم‏ «4».
شما همچون گلّه شترى هستید كه چوپان آن گم شده باشد. هر چه از یك طرف جمع آورى شوند از سوى دیگر پراكنده مى‏ شوند.
این طور كه من مى ‏بینم بخدا قسم گویا شما را مى‏ نگرم كه اگر جنگ شعله بگیرد و مرگ شدّت یابد «5» همچون شكافتن سر و همچون انفراج زن هنگام وضع حمل كه دست‏ لمس‏كننده ‏اى را مانع نمى ‏شود ، از اطراف على بن ابى طالب پراكنده مى ‏شوید....

...................................................................................................................................................................................

 (1) «ب»: بى‏ اعتنا به سخنان من شده ‏اید.
 (2) «ج»: دستتان خاك آلود باد.
 (3) «
ج»: از جنگ و شعله‏ور شدن آن.
 (4) «
ج»: بخدا قسم دوست داشتم كه از شما جدا مى‏شدم و از آنچه از شما تحمّل مى‏كنم راحت مى‏شدم.
 (5) «
ج»: بخدا قسم، نمى‏فهمید مگر وقتى كه جنگ شعله گرفته و مرگ سرخ به میان آید.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم، ص: 316
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم ؛   ؛ ص314
هلالى، سلیم بن قیس، أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم بن قیس هلالی، 1جلد، نشر الهادی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق.




طبقه بندی: مذهبی، خودسازسی،
برچسب ها: دنیاگرائى، امیر المؤمنین، آخرت،
[ پنجشنبه 28 دی 1391 ] [ 12:35 ب.ظ ] [ وحید ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امام جعفر صادق (ع) میفرمایند:
...یاران مهدی مردانی هستند پولاد دل و همه وجودشان یقین به خدا مردانی سخت تر از صخره ها....
این مردان تنها از خدا میترسند وفریاد (لا اله الا الله) آنان بلند است.
و همواره در آرزوی شهادت و کشته شدن در راه خدایند. شعار آنان:((یا لثارات الحسین)) است.
بحار الانوار ج52 ص308
نویسندگان
آمار سایت
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
روزشمار محرم عاشورا